الف. باء.

روش تدریس اثربخش   روش تحصیل مهارت محور   روش تحقیق شبکه ای   الگوریتم استنباط فقهی  

مقالۀ تأملی پیرامون نیاز (هویت نیاز)

چکیده: (هویت نیاز)

این نوشتار تلاشی است ابتدایی جهت بررسی پدیده نیاز و مراتب مختلفی که در انسان دارد.

کلیدواژه ها: 

نیاز, هویت نیاز, احتیاج, ادراک نیاز, احساس نیاز, نیاز کاذب

نویسنده:

شیخ ابوالحسن بیاتی و مجتبی خندق آبادی

تاریخ تدوین:

ربیع المولود / ۱۴۳۳ (بهمن ۱۳۹۰)

منتشر شده در:

فصلنامۀ تخصصی مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام، سال دوم، شماره ۶ و ۷


بسم الله الرحمن الرحیم

تأملی پیرامون هویت نیاز

مقدمه:

علوم برای پاسخ به نیازهای انسان شکل گرفته‌اند؛ انسان برای تأمین نیازهای خود با موجودات مختلف ارتباط برقرار می‌کند؛ مسائل تحقیق، شفاف شده نیازهای معرفتی و غیر معرفتی او هستند؛ رفتارهای انسان از سر احساس نیاز اتفاق می‌افتند؛ و مثالهای متعدد دیگر ما را به این نکته رهنمون می‌سازند که دانستن هویت نیاز سنگ بنای معرفتیِ مهمی برای تعیین بایدها و نبایدها در حوزه‌هایی مانند حوزه‌های فوق الذکر است.

این نوشته تلاشی است ابتدایی برای پاسخ به این سؤالات:

نیاز چیست؟ مؤلفه‌های مؤثر برآن کدام است؟ مراتب آن چیست؟ نیاز کاذب چیست؟

 

بدنه بحث:

نیاز (احتیاج)

هرگاه شیئی نقصی داشته باشد که با کمالی در شیء دیگر قابل برطرف شدن باشد، از رابطه میان این دو مفهوم، نیاز/ احتیاج انتزاع می‌شود. بنابراین «نیاز»، مفهومی انتزاعی است که از ملاحظه فقدان/ خلاء چیزی در انسان، با یک امر وجودی در قیاس با یک هدف غایی به دست می‌آید. بنابراین نیاز بریافته از سه مؤلفه است (مناشئ انتزاع مفهوم نیاز):

۱. فقدان / خلاء/ نقص

فقدان چیزی در انسان، و اینکه دقیقاً انسان فاقد چیست، تحت تأثیر دو مؤلفه «ابعاد وجودی انسان و شرایط محیطی» است.

۲. امر وجودی

همان کمال به معنای فلسفی است، یعنی وجود.

۳. هدف غایی

هدف غایی امری وجودی است که مبدأ ارزش برای امورات وجودی دیگر است.[۱]

هدف غایی دو مصداق دارد:

هدف غایی تکوینی که امری وجودی است که خداوند در ساز و کار خلقت قرار داده است.

هدف غایی منتخب انسان، که امری وجودی است که انسان برای جهت بخشی به رفتارهای زندگی خود انتخاب می‌کند.[۲]

 

نتیجه:

اکنون اگر پر کردن آن فقدانها در قیاس با یک امر وجودی، در راستای رسیدن به آن هدف غایی باشد، «کمال مطلوب» شیء محسوب شده و پر کردن (= نسبت میان فقدان و وجدان) آن فقدانها نیاز محسوب می‌شود؛ و الا کمالِ مطلوب محسوب نشده و پرکردن آن فقدانها نیز نیاز محسوب نخواهد شد.

مثلاً برای انسان مؤمن (یعنی انسانی که هدف غایی او با ایمان به خداوند تعریف می‌شود) پر کردن خلأهایی که مقدمه رسیدن به اهدف اختصاصی انسان کافر است، «کمال» محسوب نمی‌شود. بنابراین:

نیاز (انسان) یعنی: نسبت نقصی در انسان که مطلوب است با وجودی پُر شود.

به بیان دیگر:

نسبت خلائی در انسان که مطلوب است به ملاء برسد.

به بیان دیگر:

نسبت فقدانی در انسان که مطلوب است به وجدان برسد.

ادراک نیاز (خودآگاه)

انسان ابتدا با ملاحظه یک امر وجودی،

سپس

مقایسه «انسان + شرایط محیطی خاص» با آن امر وجودی،

سپس

دانستن هم‌راستا بودنِ رفع آن نقص با هدف غایی،

نیاز به امری وجودی را ادراک می‌کند.

ادراک نیاز: یعنی انسان نقص و جایگاه نقص (نسبت آن با هدف غایی) را ادراک می‌کند.

 

نیاز کاذب

با توجه به اینکه کاذب یا صادق بودن یک نیاز مربوط به مرحله ادراک و شناسایی است؛ و با توجه به مؤلفه‌هایی که در تعیین نیاز برشمرده شد، یعنی «ابعاد وجودی انسان، شرایط محیطی + امر وجودی + هدف غایی»، چنانچه در شناسایی هر یک از این مؤلفه‌ها خطایی صورت گیرد، نیاز ما به همان میزان کاذب خواهد بود.

 

احساس نیاز (خودآگاه)

در پی درک یک نیاز، آن نیاز با نیازهای دیگر مورد سنجش قرار گرفته و در یک نظام اولویتها مورد ملاحظه قرار می‌گیرد، و اگر همچنان از ضرورت برخوردار بود، «احساس نیاز» هم پیدا می‌شود.

احساس نیاز یک امر نسبی است، زیرا با توجه به تلقی (در بُعد ذهنی) و احساس (در بُعد قلبی) هر فرد از هدف غایی در زندگی، در انسان شکل می‌گیرد.

 

احساس/ ادراک نیازهای ناخودآگاه

تفکیک بین مرحله ادراک نیاز و احساس نیاز در موارد نیازهای خودآگاه است.

اما در نیازهای ناخودآگاه، آن احتیاج در ساختار وجودی انسان تعبیه شده است و با فعال شدن آن، ما نیاز را احساس (= ادراک حضوری) می‌کنیم. بنابراین در چنین مواردی ادراک حصولی نداریم بلکه ادراک حضوری داریم که همان احساس نیاز است، بدون تفکیک بین ادراک و احساس.

 

جهت گیری نیاز وابسته به چیست؟

اوصافی[۳] که دلالت بر جهت خاصی در نیاز می‌کنند، مانند الهی و غیر الهی، دنیایی و آخرتی، و … در اصلِ جهت، وابسته به هدف غایی و در کمّ و کیف آن وابسته به میزان مقدمیّت آن نیاز نسبت به هدف غایی و میزان بکارگیری آن نیاز از سوی فرد به عنوان مقدمه برای رسیدن به هدف غایی،[۴] می‌باشد.


پی نوشت ها:

[۱]– مبتنی بر اموری که ذکر شد، چنانچه بخواهیم برای تحقیق در مورد نیاز، کلیدواژه تعیین کنیم بایستی سه دسته کلیدواژه تعیین کنیم. اول کلیدواژه‌هایی که حاکی از نقص و فقدانند، دوم کلیدواژه‌هایی که حاکی از کمالند، سوم کلیدواژه‌هایی که مستقیماً مربوط به مفهوم نیاز هستند، مانند فقر و احتیاج. فلذا خلط بین این کلیدواژه‌ها نتایج ناخواسته‌ای را در تحقیقات به بار می‌آورد، که باید به این تفکیک توجه کرد.

[۲]– و لو ناخودآگاه. به بیان دیگر برخی انسانها در زندگی خود فلسفه علمی دارند و برخی فلسفه عملی، یعنی فلسفه‌ای که به صورت روشمند انتخاب نشده است، لکن همان نقش و کارکرد فلسفه علمی را در زندگی او دارد.

[۳]– شایان ذکر است که همه اوصاف نیاز در یک مرتبه نیستند، فلذا هرچند برخی امور از نیازهای مادی محسوب می‌شوند اما این مانع از آن نیست که آخرتی و الهی هم باشند. این توارد اوصاف با درجات مختلف بر یک نیاز نیز بر حسب نظام اولویتهایی است که هر انسان برای خود دارد.

[۴]– متناظر با بحث نیت در فضای دینی. مثلاً اگر نیاز به تغذیه را لحاظ کنیم، این نیاز تا میزان خاصی میان برخی اهداف غایی مشترک است، اما اینکه همین نیاز رنگ هدف غاییِ خاصی را به خود بگیرد بسته به آن است که فرد آن را در ملاحظه با هدف غایی می‌خواهد رفع کند، یا خیر. فلذا در فضای دینی – به عنوان مثال – برخی اموری که ظاهراً رنگ دنیایی دارند اگر در راستای تأمین نیازهای آخرتی به کار گرفته شوند، آخرتی محسوب می‌شوند.


پیام بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *